تبليغاتX
کارنوشت - مروري بر نظريه «پيشروي آرام» آصف بيات

کارنوشت

پیرامون مسائل جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی

آصف بيات، محقق و صاحب نظري برجسته در حوزه مسائل اجتماعي است؛ وي آثار ارزشمندي در تحليل جنبش کارگري و تهي دستان شهري در جامعه ايران خلق کرده است. «کارگران و انقلاب در ايران» و «سياست هاي خياباني: جنبش تهي دستان در ايران» عناوين کتاب هايي هستند که بيات به زبان انگليسي تاليف کرده است (کتاب دوم به زبان فارسي برگردانده شده است). وي در کتاب سياست هاي خياباني، بر پايه يک تحقيق ميداني به تحليل جنبش تهي دستان شهري بين سال هاي 55 الي 70 در جامعه ايران پرداخته، و حاصل تحليل هاي خود را در قالب نظريه پيشروي آرام مردم شهري ارائه کرده است. در اين يادداشت، اين نظريه توضيح داده مي شود، و رابطه آن با نظريه هاي مطرح در حوزه جنبش هاي اجتماعي مورد بحث قرار مي گيرد.

  • ضرورت توجه به فعاليت هاي پنهان مردم عادي

در چهاردهم ارديبهشت 1359، گروهي از زنان خشمگين از يک محله فرودست (خيابان گرگان) به زور بازار ميوه «ميدان سميه» و مغازه هاي اطرافش را بستند. اين زنان بارها هم به مغازه داران محلي و هم به مقامات مسئول درباره بالا بودن قيمت مواد غذايي شکايت کرده بودند که ناديده گرفته شده بود. در آن روز وقتي يکي از زنان به ميوه فروشي اعتراض کرد که قيمت خيلي بالاست، زنان ديگر نيز همراه او حرکت کردند و عجز و خشم شان را بروز دادند. به دنبال آن يک تظاهرات خياباني توسط اهالي محل شکل گرفت و زنان در پيشاپيش آنان، کرکره هاي فروشگاه ها را پائين کشيدند و بازار را به تعطيلي کشاندند. نيروي انتظامي گزارش کرده بود که زنان خشمگين قصد داشتند بازار را به آتش بکشند ... (بيات، 1379: 177).

موضوع اصلي مورد بررسي در کتاب سياست هاي خياباني، توصيف و تحليل مجموعه فعاليت هاي گروه هاي فاقد امتياز (تهي دستان شهري) در جامعه ايران است. شورش مسکن و اشغال خانه ها و هتل ها در سال هاي نخست پس از انقلاب، تصرف املاک و زمين هاي شهري براي ساخت سکونتگاه هاي غير رسمي، جنبش بيکاران شهري و تلاش براي ايجاد اتحاديه بيکاران، و سياست هاي دستفروشان خياباني براي باقي ماندن در خيابان، از جمله موضوعاتي هستند که در اين اثر ارزشمند مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است. به بيان ديگر، مجموعه اي از فعاليت هاي مردمي در شهرها که به دليل تسلط گفتمان هاي انقلابي در بين نظريه پردازان اجتماعي و تحليل گران سياسي، اغلب ناديده گرفته شده است.

بسياري از تحليل هاي آکادميک و سياسي که از سوي صاحبنظران در خصوص جنبش ها و حرکت هاي اجتماعي و سياسي جامعه ايران ارائه شده است، متاثر از دوگانه «انقلابي/انفعالي» است. بر اساس اين دوگانه، رفتارهاي افراد در جامعه يا در سطحي جمعي، کنشگرانه و سياسي قرار دارد؛ يا در سطحي فردي، منفعلانه و روزمره. اين دوگانه «انقلابي/انفعالي» مانع شناسايي و درک صحيحِ بسياري از فعاليت هايي مي شود که توسط مردم عادي در جريان است. هدف اصلي بيات، نشان دادن وجود و ماهيت چنين حرکت هايي است.

به عبارت ديگر، هدف بيات از تدوين تئوري «پيشروي آرام»، تلاشي است در جهت گشودن دريچه هايي نظري براي مشاهدۀ جنبه هاي خاموش و پنهاني از فعاليت و مقاومت روزانۀ مردم عادي که در جهت بهبود شرايط زندگي انجام مي دهند. برجسته ترين مفاهيمي که بيات در تشريح اين نظريه بکار مي برد، عبارتند از: «گروه هاي فاقد امتياز»، «ضرورت بقاء»، «زندگي شرافتمندانه»، «شبکه هاي انفعالي»، «عمل مستقيم»، «سياست هاي غيررسمي»، و «سياست هاي خياباني».

  • منشاء عمل گروه هاي فاقد امتياز

تهي دستان شهري، مانند کارگران بيکار، مهاجرين، آوارگان، دستفروشان خياباني، تصرف کنندگان سکونتگاه هاي غير رسمي، و ...، گروه هاي فاقد امتيازي هستند که از بسياري امکانات زندگي شهري محروم بوده و به حاشيه نشينان شهرت يافته اند. در واقع، بسياري از حداقل هاي لازم براي يک زندگي مناسب و شرافتمندانه از آنها سلب شده است. از اين رو، نيازهاي اصلي آنان، نخست تامين و حفظ حداقل هاي لازم براي بقاء؛ و پس از آن، ايجاد شرايطي اخلاقي براي داشتن يک زندگي شرافتمندانه است. ضرورت پاسخگويي به اين نيازها است که زمينه ساز فعاليت ها و اقدامات گروه هاي فاقد امتياز مي شود.

بدين ترتيب، پيشروي آرام، پاسخ طبيعي و اخلاقي به «اضطرار بقاء» و «تمايل به داشتن يک زندگي شرافتمندانه» است (بيات، 1379: 35). در واقع، رفتارها و فعاليت هاي گروه هاي فاقد امتياز صرفاً محدود به حفظ وضعيت موجود و بازتوليد روزانه زندگي نيست؛ بلکه، کنش هاي آنها در قالب پيشروي آرام از سطح استراتژي هاي محدود به بقاء فراتر مي رود. چراکه، وضع موجود توان پاسخگويي به بسياري از نيازهاي اوليه آنها و تامين يک زندگي شرافتمندانه براي آنها را ندارد، لذا آنها از طريق مجموعه اقداماتي تلاش مي کنند که اين وضعيت را بهبود بخشند. اقداماتي که عمدتاً فردي، پنهاني، خودبخودي و مستقيم است.

از لحاظ ساختاري گروه هاي فاقد امتياز، افرادي اتميزه و جدا از هم هستند «که در خارج از نهادهاي رسمي موجود در کارخانه ها، دانشگاه ها و انجمن ها دست به فعاليت مي زنند؛ به همين دليل فاقد ظرفيت نهادينه براي اعمال فشار هستند، زيرا قدرت سازماندهي شده اي براي ايجاد اختلال ندارند» (بيات، 1379: 27). در نتيجه، اين مردان و زنان وادار مي شوند که بصورت مجزا و فردي به مبارزه بپردازند. بيات، مجموعه اين نوع فعاليت ها را که در مواقعي استثنائي ممکن حالت جمعي و آشکار پيدا کند، همان «پيشروي آرام» مردم حاشيه شهري مي داند. در واقع، از نظر بيات پيشروي آرام، استراتژي اصلي گروه هاي فاقد امتياز در جهت رسيدن به اهدافشان است.

اهداف اين گروه ها در جهتِ تامين همان نيازهايي است که براي داشتن يک زندگي شرافتمندانه در اختيار ندارد. بدين ترتيب، اهداف عملياتي اقداماتشان نخست «توزيع مجدد امکانات و فرصت ها»، و سپس «کسب استقلال داخلي» است. که هدف اول، بقا و زندگي مادي بهتر را به ارمغان مي آورد، و هدف دوم  ابزاري مي شود براي هدف توزيع مجدد (بيات، 1379: 34). مجموعه اقداماتي که تحت عنوان «پيشروي آرام» تعريف مي شوند، طيف گسترده و متنوعي از سياست هاي غير رسمي و غير نهادي را شامل مي شوند.

  • شيوه هاي مقاومت و کنش

بيات، پيشروي آرام را «تقلا و کوشش هميشگي، روزمره و جزئي و غالباً خاموش تهي دستان جهان سوم که در برخي مقاطع تاريخي ويژگي جمعي به خود مي گيرد» تعريف مي کند (بيات، 1379: 279). به بيان ديگر، پيشروي آرام: عمل مستقيم، خاموش، و فردي گروه هايي است که به نتايجي «ماندگار» ختم مي شود؛ البته، در شرايطي که فرصت هايي مناسب ايجاد شود، يا دستاوردهاي پيشين مورد تهديد قرار گيرد، احتمال جمعي و آشکار شدن پيشروي آرام در قالب سياست هاي خياباني وجود دارد. به بيان ديگر، پيشروي آرام اساساً بدون «محتواي سياسي» آغاز مي شود، اما هرگاه دستاوردهاي گروه هاي فاقد امتياز توسط قدرتي سياسي تهديد شود، يا در ساخت فرصت ها امکاني براي تعرض فراهم شود، آنها از طريق اقدامات مستقيم، به حرکتي جمعي و آشکار دست مي زنند، که مي تواند نمودي سياسي پيدا کند.

سياست هاي خياباني، برجسته ترين سطح عمل در استراتژي پيشروي آرام به حساب مي آيد. مبارزه و عمل مستقيمي که توسط گروه هاي فاقد امتياز براي تحقق مطالباتشان، به عرصه خيابان کشيده مي شود. به گفته بيات، «منظور از سياست هاي خياباني، مجموعه اي از مناقشه ها و پيچيدگي هاي ملازم با آن بين يک حرکت توده اي جمعي و مقامات مسئول است که بطور دوره اي در فضاي فيزيکي-اجتماعي خيابان هاي شکل مي گيرد و بروز مي کند» (بيات، 1379: 40). به اعتقاد بيات، دو عامل کليدي باعث تبديل شدن خيابان به عرصه فعاليت سياسي مي شود: اول، رابطه فضا و قدرت؛ دوم، شکل گيري شبکه انفعالي.

فضاي خيابان، بخشي از عرصه عمومي است که مردم عادي در مواجهه مستقيم با نهادهاي کنترلي قدرت حاکم قرار دارند. از يکسو نظام قدرت تلاش مي کند که همه رفتارهاي مردم در خيابان را تحت نظم مستقر در آورد؛ اما از سوي ديگر، در گستره خيابان اين نظم بسيار شکنندگي دارد. بدين ترتيب، عمل مستقيم در عرصه «خيابان» که شامل پياده روها، کوچه پس کوچه ها، بلوارها و ميدان ها مي شود، اين امکان را فراهم مي آورد تا کنترل قدرت حاکم بر فضاهاي شهري به چالش کشيده شود. در واقع، «دولت ها ممکن است بتوانند تظاهرات و راهپيمايي هايي را که از قبل سازماندهي شده اند، محدود و کنترل کنند، اما مسلماً قادر نخواهند بود که جمعيت خيابان ها را از کار کردن، رانندگي کردن، قدم زدن و در يک کلام از زندگي خياباني بازدارند» (بيات، 1379: 46).

از نظر بيات، عامل ديگري که در بسيج افراد تهي دست شهري براي عمل جمعي در گستره خياباني نقش ايفا مي کند، شکل گيري شبکه هاي انفعالي است. يک شبکه انفعالي، تشکيل شده از افرادي است که بصورت مجزا (اتميزه) از هم، اما با منافع مشترک و در موقعيتي مشترک قرار دارند. در واقع، ممکن است اين افراد هيچگونه ارتباطي با هم نداشته باشند، و حتي همديگر را نشناسند، اما از حضور يکديگر در يک فضاي مشترک مطلع هستند. اما «وقتي اين اجزاء منفرد، دستاوردهايشان مورد تهديد قرار بگيرد، شبکه انفعالي موجود بين آنها [بواسطه حضور در محيطي مشترک]، بطور خودبخودي به يک شبکه فعال و عمل دسته جمعي منتهي مي شود» (بيات، 1379: 43). به بيان ديگر، هرگاه منافع و دستاوردها آنها به صورت مشترک تهديد شود، يا فرصتي بوجود آيد که بتوانند در جهت بهبود شرايط زندگي شان اقدامي انجام دهند، اين موقعيت مشترک مي تواند آنها را به شبکه اي فعال براي عمل جمعي تبديل نمايد. خيابان، آن فضا و موقعيت مشترکي است که اين فرصت را ايجاد مي کند تا آنها به عمل مستقيم جمعي دست بزنند.

عمده ترين تهديدهايي که در برابر استراتژي پيشروي آرام وجود دارد، سرکوب از جانب نهادهاي کنترلي قدرت حاکم است. در واقع، همانطور که پيشروي آرام، غالباً بصورت «عمل مستقيم» بروز مي يابد؛ عمده ترين تهديدي که از جانب نهادها و دستگاه هاي کنترلي قدرت حاکم براي دستاوردهاي گروه هاي فاقد امتيازي وجود دارد، در قالب «سرکوب مستقيم» است. البته، اختلافات، تفرقه و رقابت بيش از حد ميان افراد نيز تهديدي دروني است که مي تواند نتيجه بخش بودنِ پيشروي آرام را کاهش دهد. به همين جهت، در برخي مواقع که دستگاه هاي کنترل قادر به سرکوب مستقيم سياست هاي خياباني نيستند، از سياست تفرقه بيانداز و حکومت کن استفاده مي کنند. بدين صورت که از طريق مذاکره با بخش کوچکي از مردم معترض، و تامين برخي نيازهاي آنها، ميان آنها اختلاف ايجاد مي کنند.

بيات، اگرچه در متن کتاب مثال هاي متعددي را درباره سرکوب سياست هاي خياباني تشريح مي کند، اما تاکيد دارد که با وجود اين سرکوب ها، دستاوردهايي که در نتيجه پيشروي آرام و طولاني مدت گروه هاي فاقد امتياز به دست مي آيد، عمدتاً ماندگار است. در واقع، گروه هاي فاقد امتياز براي حفظ بقاء خود و همچنين داشتن حداقل هاي يک زندگي شرافتمندانه و اخلاقي بسيار مقاومت مي کنند. از اين نظر، بيات در نقد چالرز تيلي، معتقد است که تيلي بيش از حد از منظر سرکوب به کنش جمعي مي نگرد. در واقع، رويکرد هزينه-فايدۀ متاثر از نظريه «انتخاب عقلاني» که تاحدودي در نظريه کنش جمعي تيلي نقش دارد، مانع از شناخت بسياري از اقداماتي مي شود که بر مبناي ارزشهاي اخلاقي انجام مي گيرد (تيلي، 1385).

در برابر تهديدها، توجه به فرصت هاي عمل جمعي و تحقق سياست هاي خياباني، مورد توجه بيات قرار دارد. وي در هم نظري با سيدني تارو معتقد است که «ساختار فرصت ها» نقش مهمي در شکل دهي به پيشروي آرام گروه هاي فاقد امتياز در قالب سياست هاي خياباني ايفا مي کند. فرصت هايي همچون بحران مشروعيت دولت، شکاف بين نخبگان حاکم، گسست کنترل اجتماعي، و دستيابي به منابع جديد، اين امکان را براي گروه هاي فاقد قدرت ايجاد مي کند تا به عمل مستقيم دست بزنند (بيات، 1379: 26 و 46). تارو در تشريح اين فرايند از مفهوم «دوره هاي اعتراض» استفاده مي کند. به اعتقا وي، همانطور که شبکه ارتباطي ميان افراد مجزا شکل مي گيرد، کنش جمعي آنها نيز افزايش مي يابد. در اوج دوره اعتراض، بيشترين سطح عمل جمعي قابل مشاهده مي شود. اما، همين افزايش کنش مستقيم عملاً به شروع زوال اين دوره کمک مي کند، چراکه پتانسيل اعضاء مصرف مي شود و دولت نيز به مقابله بر مي خيزد. اما باز در فرصتي ديگر، دوره ي جديدي از اعتراض آغاز شود (مشيرزاده، 1381).

  • کنش هاي جمعي و مقايسه نظريه ها

نظريه «پيشروي آرام» مردم شهري، اگرچه شباهت هايي با نظريه هاي مطرح درباره شورش هاي دهقاني، مبارزات طبقاتي کلاسيک کارگران، و جنبش هاي جديد اجتماعي دارد، اما قابل تقليل به هيچ يک از اين نظريه ها نيست. در واقع، بيات تلاش دارد با مطرح ساختن نظريه اي جديد، پديده هايي که تا پيش از اين کمتر به چشم پژوهشگران مي آمد را پديدار سازد. بيشتر محققان اجتماعي در ايران، متاثر از نظريه هاي کلاسيک جامعه شناسي سياسي تغييرات اجتماعي را يا بي نظمي در سامان اجتماع قلمداد مي کنند (متاثر از سنت کارکردگرايي)، يا تغييراتي ريشه اي ناشي از مبارزات انقلابي کارگران صنعتي (متاثر از مارکسيسم ارتدکس). از اين رو، بيات سعي دارد چشم انداز نظري نويني براي شناخت ماهيت برخي تحولات در جامعه ايران ارائه دهد (بيات، 1379: 11).

يکي از برجسته ترين انواع کنش جمعي براي تغيير وضع موجود، مبارزات طبقاتي کارگران صنعتي است. تاريخچۀ اين مبارزات همزمان با آغاز دوره صنعتي شدن و رشد سرمايه داري در جوامع غربي است. نظريه هاي کلاسيک مارکسيستي مطرح ترين و تاثيرگذار ترين تبيين ها و توصيف ها را درباره اين شيوه مبارزه ارائه مي دهند. بر اساس اين نظريه ها، جدال ميان کارگران و سرمايه داران براي بهبود وضعيت کار و زندگي، جدالي ديرينه است که به تدريج در قالب مبارزات اتحاديه اي کارگران نهادينه شده است. پيگيري منافع صنفي به عنوان هدف اوليه، و عمل جمعي در قالب اتحاديه هاي متمرکز و هرمي شکل، روش اصلي اين نوع مبارزه به شمار مي آيد. کارگران عمدتاً در قالب روابط تشکيلاتي با هويت جمعي بالايي، تلاش مي کنند تا از طريق اعتراضات برنامه ريزي شده، مطالبات صنفي خود را محقق سازند. بيات، در اثر مشهور ديگرش با عنوان «کارگران در انقلاب ايران» به تشريح اين نوع مبارزات در جامعه ايران پرداخته است.

اما، همانگونه که بيات عنوان مي دارد، بايد توجه داشت که بسياري از فعاليت ها و اعتراضاتي که توسط تهيدستان شهري و گروه هاي فاقد امتياز انجام مي شود، قابل تبيين با اين نظريه ها نيست (1379: 18). سياست هاي غير رسمي مردم تهيدست شهري غالباً غير نهادي بوده، و تنها در مواقعي استثنايي به صورت جمعي تبلور مي يابد. همچنين، گروه هاي فاقد امتياز مطالبات و نيازهاي فردي خود را تعقيب مي کنند، نه منافع مربوط به يک صنف مشخص که داراي هويت جمعي است. از اين نظر، مبارزات آنها فردي و خودبخودي است، و بسيار به ندرت از شيوه هاي کلاسيک اتحاديه اي، مانند کم کاري يا اعتصاب استفاده مي کنند.

نظريه هاي مطرح براي توضيح مبارزات تهيدستان صرفاً محدود به مبارزات کارگران نيست. تلاش هاي نظري متعددي براي توضيح مقاومت هاي دهقانان (متفاوت از مبارزات کلاسيک کارگري) عمدتاً در امريکاي لاتين انجام شده است. يکي از برجسته ترين اين نظريه ها، نظريه «شکل هاي روزانه مقاومت» از اسکات و گولبرن است. بر اساس اين نظريه، مقاومت دهقانان در مقابل سرکوبگران، بصورت انفرادي، محتاطانه، و تدافعي است. در واقع، استراتژي آنها صرفاً براي بقاء است (بيات، 1379: 19). شيوه هايي همچون: کندکاري، پنهان کاري، شکايت هاي ناروا، بدگويي و فحاشي، خرابکاري و غيره، شکل هاي برجسته اين نوع مقاومت به شمار مي آيند. با اينکه، اين نظريه توانسته است مقاومت دهقانان را تاحدودي تشريح نمايد؛ اما به دليل متاثر بودن از نظريه انتخاب عقلاني، عناصر اخلاقي مقاومت هاي روزانه را ناديده مي گيرد.

بدين ترتيب، اگرچه شباهت هايي ميان نظريه شکل هاي روزانه مقاومت با نظريه پيشروي آرام وجود دارد، اما اين نظريه نيز قادر به توضيح بسياري از رفتارهاي تهيدستان شهري نيست. برخلافِ مقاومت هاي روزانه دهقانان که همواره تدافعي است؛ مبارزات تهيدستان شهري بطور ضمني «تهاجمي» است. در واقع، پيشروي آرام مردم شهري، شاملِ اقداماتي مستقيم است که به تغييراتي ماندگار ختم مي شود. همچنين، پيشروي آرام هميشه آرام، فردي و مخفي نيست (بيات، 1379: 21-22). به بيان ديگر، به دليل موقعيتي که بيات از آن با عنوان «شبکه انفعالي» ياد مي کند، گروه هاي فاقد امتياز شهري از اين امکان برخوردارند که در مواقعي خاص، بصورت جمعي وارد عمل شوند. اين گروه ها ضمن حفظ بقاي خود، هر زمان که فرصتي به دست آورند تلاش مي کنند تا با تعرض به نظم موجود، امتيازات بيشتري کسب کنند. در واقع، ارزش هاي اخلاقي و تلاش براي داشتن يک زندگي شرافتمندانه آنها را به سمت بهبود و پيشرفت سوق مي دهد.

علاوه بر نظريه هايي که درباره مبارزات کارگران و مقاومت هاي دهقانان وجود دارد، نظريه هاي جديدي درباره جنبش هاي اجتماعي شهري مطرح هستند. بر اساس يک تعريف ترکيبي، جنبش هاي اجتماعي عبارتند از «شبکه هاي غير رسمي مبتني بر اعتقادات مشترک و همبستگي که از طريق استفاده مداوم از اشکال گوناگون اعتراض، حول موضوعات منازعه آميز بسيج مي شوند» (دلاپورتا، 1383: 33). از ويژگي هاي برجسته در جنبش هاي اجتماعي بعد معناسازي و هويت بخشي است (کاستلز، 1384: 20-26). از اين نظر که جنبش هاي اجتماعي شهري بر خلاف مبارزات کارگري، رسمي و نهادي نيستند؛ و همچنين بر خلاف مقاومت هاي دهقاني، فردي و تدافعي نيستند؛ تاحدودي به سياست هاي غير رسمي گروه هاي فاقد امتياز شباهت دارند، اما باز هم نمي توان پيشروي آرام تهيدستان شهري را با جنبش هاي اجتماعي يکسان تلقي کرد.

در جنبش هاي اجتماعي، هويت جمعي کنشگران يک جنبش بسيار برجسته است؛ از اين رو، کنش هاي جمعي و تظاهرات بيروني در جنبش ها وجه تبليغاتي دارد. درحاليکه، در پيشروي آرام مردم شهري، سياست هاي خياباني عينِ عمل است. به عبارت ديگر، در پيشروي آرام، مبناي عملِ مستقيم فوريت هاي زندگي روزانه و شرافتمندانه است؛ درحاليکه در جنبش هاي اجتماعي گفتمان هاي تئوريک و هويت هاي فرهنگي تاثيرات بيشتري دارند. تفاوت عمده ديگر ميان جنبش هاي و پيشروي آرام، تفاوت در شبکه روابط ميان فعالين است. در جنبش ها، شبکه روابط عمدتاً فعال است؛ در حاليکه در پيشروي آرام اساساً شبکه روابط انفعالي است. در نهايت، به اعتقاد بيات تنها زماني پيشروي آرام مردم شهري تبديل به جنبشي اجتماعي مي شود که فعالين آن با مشخص کردن اهداف، شيوه ها و توجيهات مبارزه خود، بطور کامل نسبت به کاري که انجام مي دهند، هوشياري و آگاهي لازم را بدست آورند (بيات، 1379: 24).

  • منابع:

1.        بيات، آصف. (1379) «سياست هاي خياباني: جنبش تهي دستان در ايران»، ترجمه اسدالله نبوي، تهران: نشر شيرازه.

2.        تيلي، چارلز. (1385) «از بسيج تا انقلاب»، ترجمه علي مرشدي زاد، تهران: پژوهشکده امام خميني.

3.        دلاپورتا، دوناتلا و ماريو دياني. (1383) «مقدمه اي بر جنبش هاي اجتماعي»، ترجمه محمدتقي دل افروز، تهران: نشر کوير.

4.        کاستلز، مانوئل. (1380) «عصر اطلاعات؛ قدرت هويت»، جلد دوم، ترجمه حسن چاووشيان، تهران: نشر طرح نو.

5.        مشيرزاده، حميرا. (1381) «درآمدي نظري بر جنبش هاي اجتماعي»، تهران: پژوهشکده امام خميني.

+ نوشته شده توسط  کاوه مظفری  |